اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

62

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كه چهار هزار نفر بودند كشته شدند . پس عثمان حذيفة بن يمان عبسى را امارت داد و سپس او را برداشت و مغيرة بن شعبه را بامارت ارمنستان فرستاد . عثمان دخترش را به عبد الله بن خالد بن اسيد تزويج كرد و فرمود تا ششصد هزار درهم به او داده شود و به عبد الله بن عامر نوشت كه آن را از بيت المال بصره بپردازد . ابو اسحاق از عبد الرحمن بن يسار روايت كرده است كه مامور زكاتهاى مسلمانان را در بازارهاى مدينه ديدم كه هر گاه شب مىرسيد آنها را نزد عثمان مىآورد و به او دستور مىداد كه آنها را به حكم بن ابى العاص تحويل دهد . عثمان هر گاه بيكى از خويشاوندان خود جايزه اى مىداد ، آن را مقررى از بيت المال مىساخت و خزانه دار امروز و فردا مىكرد و به او مىگفت : مىرسد و خدا بخواهد به تو پرداخت مىكنيم . پس بر او اصرار ورزيد و گفت : تو خزانه دار ما بيش نيستى پس هر گاه به تو بخشيديم بگير و هر گاه از تو خاموش مانديم خاموش باش . گفت : به خدا قسم كه من خزانه دار تو و يا خويشاوندان تو نيستم ، تنها من خزانه - دار مسلمانانم . آنگاه روز جمعه در حالى كه عثمان خطبه مىخواند كليد را آورد و گفت : اى مردم [ عثمان ] گمان برده است كه من خزانه دار او و خويشان او هستم با اينكه من خزانه دار مسلمين بودم و اين هم كليدهاى بيت المال شما است . و آنها را انداخت . پس عثمان كليدها را برداشت و به زيد بن ثابت سپرد . و در اين سال كه سال 31 باشد ابو سفيان بن حرب درگذشت و عثمان بر او نماز خواند [ 1 ] . و در سال 32 عثمان لشكرى را كه فرماندهشان معاوية بود بجنگ تابستانى فرستاد و بتنگه قسطنطينيه رسيدند و فتوحات بسيار كردند . عثمان معاويه را بجنگ روميان فرستاد [ بدين قرار ] كه هر كس را صلاح بداند براى جنگ تابستانى گسيل دارد ، پس معاويه سفيان بن عوف غامدى را